<
موزیک دانلود
بهترین وبلاگ برای دانلود آهنگ 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب

جوک خنده دار جدید 91
sms-fa.ir




یارو نه درس خونده ؛ نه شغلی داره ؛ نه ماشینی! خلاصه هیچی نداره؛ ازش میپرسی ازدواج کردی ؟
با اعتماد به نفس میگه هنوز دم به تله ندادم ! 
آخه لامصب تو خودت تله ای !




فیزیک خیلی آسونتر میشد، اگه به جای سیب، خود درخت رو نیوتن افتاده بود.




جوک خنده دار جدید

از حیف نون میپرسن نظرت درمورد اهمیت آب چیه ؟ میگه: اگه آب نباشه، مانمیتونیم شنا کنیم واگه نتونیم شنا کنیم غرق میشیم




 
 


 

 جوک جدید

تا شقایق هست……خواهرکوچیکش حق ازدواج نداره.
 

 



 

آبادانیه رو برق میگیره، میگه: ولک ولم کن تا ولت کنم!


 

 
جوک خنده دار

خسیسه موز میخوره پوستشو میزاره لای دفتر خاطراتش…

 

 

 


توجه : امتحانات از آنچه در برنامه امتحانی می بینید به شما نزدیکترند !

 

 

 


حیف نون میره رستوران میگه : جوجه دارین ؟
گارسون : آره
میگه : دونش بدین نمیره !





دقت کردین از وقتی دیه شده ۱۲۶ میلیون دیگه وقتی داریم از خونه میزنیم بیرون، هیچ کسی نمیگه مراقب خودت باش ؟!


 


 

جوک خنده دار جدید 1391 

می دونم تا اس ام اس میاد دعا می کنی من باشم،
می خواستم بگم: خوشحال باش چون دعات مستجاب شد.





آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط مال آبادانه ! آبادانیه میگه : کوکا چیشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه :)


 

 

 


تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین کسی هستی که کمربند ایمنی بستی برنده ۱۰۰ هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه. بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد: از مرز رد شدیم





جوک های جدید

معلم: جامد چیست ؟
دانش آموز: مگه خودتون نمیدونید؟
معلم: چرا میدانم
دانش آموز: پس چرا وقت کلاس رو میگیری؟





حیف نون به نامزد خارجیش میگه I love yo
نامزدش میگه I love you too
حیف نون میگه I love you 3
نامزدش میگه what
حیف نون میگه کیلو وات مگاوات توف به قبر بابات با من یکی به دو نکن





پیامک خنده دار جدید 91

حیف نون میره خواستگاری؛ عروسو نمی پسنده میگن نظرت چیه؟ میگه یه دور میزنیم برمیگردیم


 

 

 

یکی بود یکی نبود
غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیـــــچ کس نبود)
در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند |:
حالا می فهمم،
ما با قصه خواب نمی رفتیم.
همون اول هنگ می کردیم!

 

[ یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 02:15 ق.ظ ] [ سجاد ]
امتیاز سایت
جستجوگر



در این وبلاگ
در کل اینترنت
به این صفحه امتیاز + دهید: